close
چت روم
داستان آموزنده سنگ یا برگ !

داستان آموزنده سنگ یا برگ !

داستان آموزنده سنگ یا برگ !

داستان آموزنده سنگ یا برگ !
داستان آموزنده سنگ یا برگ !
اس ام اس جدید
داستان و حکایت
تـــــــــــــــــــــــرول
  • دو حکایت از افلاطون
  • طرز تهیه کرفس پلو
  • اس ام اس شماره 26(عید قربان)
  • روش‌های افزایش عمر باتری لپ‌تاپ
  • داستان آموزنده ی صد دلاری
  • عکس های خنده دار شماره 27
  • کاریکاتور های موش های تهران
  • معمای طناب+جواب
  • معماي دهقان و گوسفندان+جواب
  • داستان گفتگوی جالب یک مهندس با مدیر!
  • محل تبلیغات شما

    نویسندگی در سایت ما

    نویسندگی
    اگر تمایل به نویسندگی در سایت تفریحی ترول تی دارید کلیک کنید.

    !تــوجه!

    داستان آموزنده سنگ یا برگ !

    این مطلب رو در یکشنبه 12 مرداد 1393 ساعت: 12:31 در سایت قرار داده است.

    داستان آموزنده سنگ یا برگ !

     

    داستان سنگ یا برگ,داستانهای آموزنده,

    مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا می‌گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست. مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: «عجیب آشفته‌ام و همه چیز زندگی‌ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی‌دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟"»


    استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین کند و آن را داخل نهر آب انداخت و گفت: «به این برگ نگاه کن. وقتی داخل آب می‌افتد خود را به جریان آن می‌سپارد و با آن می‌رود.»


    سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی‌اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت. استاد گفت: «این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی‌اش توانست بر نیروی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد. حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می‌خواهی یا آرامش برگ را؟»


    مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت: «اما برگ که آرام نیست. او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می‌رود و الان معلوم نیست کجاست!؟ لااقل سنگ می‌داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی‌خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم!»


    استاد لبخندی زد و گفت: «پس چرا از جریان‌های مخالف و ناملایمات جاری زندگی‌ات می‌نالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیده‌ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده.»


    استاد این را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد. چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی، مرد جوان از استاد پرسید: «شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می‌کردید یا آرامش برگ را؟»


    استاد لبخندی زد و گفت: «من در تمام زندگی‌ام، با اطمینان به خالق رودخانه هستی، خودم را به جریان زندگی سپرده‌ام و چون می‌دانم در آغوش رودخانه‌ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل‌آشوب نمی‌شوم. من آرامش برگ را می‌پسندم.»

    مطالب مرتبط

    دو حکایت از افلاطون
    داستان آموزنده ی صد دلاری
    عکس های خنده دار شماره 27
    کاریکاتور های موش های تهران
    معمای طناب+جواب
    معماي دهقان و گوسفندان+جواب
    داستان گفتگوی جالب یک مهندس با مدیر!
    اس ام اس شماره 26(ضد پسر(طنز))
    چگونه با كلاس شويم؟ (طنز تصویری)
    ترول بازگشایی مدارس و اول مهر
    دخترا كي ناراحت ميشن؟ (طنز تصویری مخصوص شبکه های اجتماعی)
    حکایت باغ خدا، دست خدا، چوب خدا
    اس ام اس شماره 25(پ نه پ)
    داستان زیبای ملک جمشید و چهـل گیسو بانو
    کاریکاتور بازگشایی مدارس

    بخش نظرات این مطلب


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی

    تبادل بنر

    برای تبادل بنر لینک عکس بنر خودتان را به علاوه ادرس سایت خودتان برای ما ارسال کنید و بنر ما را در سایت خودتان قرار دهید این هم لینک عکس  بنر ما:

    http://rozup.ir/up/terolt/Pictures/31.gif



    http://8pic.ir/images/oj7c86jpgrva60z5f1vm.gif

    هوادارن  پرسپولیس

    کلیه حقوق مادی و معنوی نزد (( :::ترول تـــــی::: )) محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از مطالب پیگرد قانونی دارد.
    طراحی از آواسایت ترجمه از قالب گراف